معانی کلمه : نگهبانی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. مراقبت، محافظت، پاسبانی، کشیک دادن.
۲. (اسم ) محلی که نگهبان در آنجا انجام وظیفه می کند.
۲. (اسم ) محلی که نگهبان در آنجا انجام وظیفه می کند.
فرهنگ معین
( ~. ) (حامص . ) نک . نگاهبانی .
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
پاسبانی، پاسداریدیدهبانی، حراست، حمایت، محارست، محافظت، مراقبت، مواظبت
sentry (اسم)
نگهبان، پاسدار، کشیک، قراول، نگهبانی
فرهنگستان زبان و ادب
{watch} [حمل ونقل دریایی] مراقبت شبانه روزی و منظم از قسمت های مختلف کشتی
