Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : نکوهش کردن

تلفظ بین المللی : /nekˈuheʃ kˈardan/ تلفظ :‌ [nek'uheS k'aRdan]
لغت نامه دهخدامترادف و متضاد
  • نوش کردن
  • ریچارد داوکینز چگونه یک دانشمند نحوه اندیشیدن ما را دگرگون کرد
  • نکوهش
  • نکوهش پذیر
  • نکوهش کار
  • نکوهش کن
  • نکوهش گر
  • نکوهش گری
  • نکوهش یافتن
لغت نامه دهخدامترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

نکوهش کردن. [ ن ِ هَِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) نکوهیدن. هجو. هجا. ( یادداشت مؤلف ). سرزنش کردن. ملامت کردن : اگر روزی از تو پژوهش کنندهمه مردمانت نکوهش کنند.بوشکور.هر آنگه که رشک آورد پادشانکوهش کند مردم پارسا.فردوسی.نکوهش فراوان کند زال زرهمان نیز رودابه پرهنر.فردوسی.تو از کشورم بگذری در جهان نکوهش کنندم مهان و کهان.فردوسی.بی دانشان اگرچه نکوهش کنندشان آخر مدبران سپهر مدورند.ناصرخسرو.جهان را چو نادا...

مترادف و متضاد

reprove (فعل)سرزنش کردن، ملامت کردن، عتاب کردن، نکوهش کردنcriticize (فعل)انتقاد کردن، عیب جویی کردن، نکوهش کردن، نقد ادبی کردنdispraise (فعل)سرزنش کردن، نکوهش کردن، بد دانستن، کم گرفتن، از بهای چیزی کاستن...

کلمات مرتبط

  • نوش کردن
  • ریچارد داوکینز چگونه یک دانشمند نحوه اندیشیدن ما را دگرگون کرد
  • نکوهش
  • نکوهش پذیر
  • نکوهش کار
  • نکوهش کن
  • نکوهش گر
  • نکوهش گری
  • نکوهش یافتن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات