نکورای . [ ن ِ ] (ص مرکب ) آنکه در مشورت و در قضاوت دارای رای نیک و اندیشه ٔ نیکو باشد. (ناظم الاطباء). نیکواندیشه . خوش فکر. صاحب فکر خوب و صائب : هرآنکو نکورای و دانا بودنه زیبا بود گرنه گویا بود. اسدی . || نیک خواه . نکواندیش . خیرخواه . مشفق : اگر با بیدلان هستی نکورای منم بیدل یکی بر من ببخشای . (ویس و رامین ).مجنون ز حدیث آن نکورای از جای نشد ولی شداز جای . نظامی .نکورای چون رای را بد کندخرا...