کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه نموده | کلماتور
معانی کلمه : نموده
تلفظ بین المللی :
/nemˈudeː/
تلفظ :
[nem'ude:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
کلمات مرتبط
سرعت نموده
برهم نموده
نمودهای ماه
دِنای بی نمود
دیدار نمودن
دیگرگون نمودن
راه نمودن
رجوع نمودن
رحمت نمودن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
نموده. [ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ / دِ ] ( ن مف ) نشان داده شده. ارائه کرده شده. || واضح کرده. آشکارکرده. ( فرهنگ فارسی معین ). هویداکرده شده. ظاهرکرده شده. پدیدآمده. ( ناظم الاطباء ). || جلوه کرده. ظاهرشده. ( فرهنگ فارسی معین ). || کرده. ( ناظم الاطباء ). انجام داده. عمل کرده. ( فرهنگ فارسی معین ). || ( اِ ) نموذج. ( تاج العروس ). نمونه. ( رشیدی ) ( جهانگیری ). انموذج. مسطوره. نمودار. ( یادداشت مؤلف )...
فرهنگ معین
(نُ دِ ) (ص مف . ) ۱ - نشان داده . ۲ - آشکار کرده ، فاش شده .
کلمات مرتبط
سرعت نموده
برهم نموده
نمودهای ماه
دِنای بی نمود
دیدار نمودن
دیگرگون نمودن
راه نمودن
رجوع نمودن
رحمت نمودن
نظرات