Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : نفت

تلفظ بین المللی : /nˈaft/ تلفظ :‌ [n'aft]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • نفت سفید
  • نفت لامپا
  • نفت چراغ
  • نفت گاز
  • نفت انداز
  • نفت اندازی
  • نفت خیز
  • نفت کش
  • نفت بر
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

نفت . [ ن َ ] (ع مص ) خشمگین گردیدن یا برآماسیدن از خشم . (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). غضبناک شدن . (از متن اللغة). نفتان . (منتهی الارب ) (متن اللغة). نفاة. نفیت . (متن اللغة). || جوشیدن دیگ . (منتهی الارب ) (از متن اللغة). نفتان . نفیت . (متن اللغة) (اقرب الموارد). || تیرک زدن دیگ جوشان . (از منتهی الارب ) (از آنندراج ) (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). و هو نفوت . (متن اللغة)...

فرهنگ عمید

مایعی غلیظ، تیره رنگ، و قابل احتراق که به وسیلۀ چاه های عمیق از زیر زمین استخراج می شود و از آن اتر، بنزین، روغن های سبک، مازوت، و چندین هزار فراوردۀ پتروشیمی دیگر به دست می آید.

فرهنگ معین

(نَ ) (اِ. ) مخلوطی از ئیدروکربورهایی است که قسمت اعظم آن را هگزان ، هپتان و اکتان تشکیل می دهد و یکی از مهمترین مواد مولد حرارت و انرژی است .

دانشنامه آزاد فارسی

مادۀ معدنی طبیعی. مایعی اشتعال پذیر ، به رنگ قهوه ای مایل به سبز تیره. در زیر صخره های متخلخل یافت می شود. شامل هیدروکربن های آمیخته با اکسیژن، گوگرد، نیتروژن و عناصر دیگری با نسبت های متغیر است. به نظر می رسد از مواد آلی بسیار قدیمی مشتق شده باشد که در ابتدا بر اثر عمل باکتری ها و سپس بر اثر گرما و فشار تغییر شکل داده اند. منبع آن ممکن است مواد شیمیایی هم باشد. از نفت خام محصولات گوناگونی را از ط...

فرهنگ فارسی

بینی

دانشنامه عمومی

(لری) نُفت؛ دماغ.

بینی- دماغ نُفت noft

(بختیاری) نِفت(neft) دماغ، بینی.

به ضم نون (در لری) به معنای دماغ و بینی. در برخی گویش ها معنایی طنزآمیز دارد

نفت ممکن است در یکی از این معانی استفاده شود:نفت خامبرخی از ترکیبات به دست آمده از نفت خام:نفت چراغ یا نفت چراغ که به عنوان سوخت گرمایشی، پخت و پز و سوخت موتورهای جت کاربرد دارد.نفت کوره که بیشتر در کارخانه ها و نیروگاه های حرا...

نقل قول

نفت خام مایعی غلیظ و افروختنی به رنگ قهوه ای سیر یا سبز تیره یا سیاه است که در لایه های بالایی بخش هایی از پوستهٔ کره زمین یافت می شود. 350px|بی قاب|چپ• «یک سده پیش، نفت فقط یک کالای نامعلوم بود و امروزه تقریباً همانند آب برای انسان حیاتی است.» -> جیمز بوکنwikiquote: نفت...

مترادف و متضاد

oil (اسم)
مرهم، روغن، چربی، نفت، مواد نفتی، رنگ روغنی، نقاشی با رنگ روغنی

petroleum (اسم)
نفت، مواد نفتی، نفت خام

rock oil (اسم)
نفت

واژه نامه بختیاریکا

( نُفت ) درد به نُفت رَهدِن ( کردن )
( نُفت ) دماغ
( نُفت ) زِ من نفتس کرده به دَر

کلمات مرتبط

  • نفت سفید
  • نفت لامپا
  • نفت چراغ
  • نفت گاز
  • نفت انداز
  • نفت اندازی
  • نفت خیز
  • نفت کش
  • نفت بر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات