کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه نظم-دادن | کلماتور
معانی کلمه : نظم دادن
تلفظ بین المللی :
/nˈazm dˈɑdan/
تلفظ :
[n'azm d'Adan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
نظم و نسق دادن
نام تغییر دادن
نام دادن
به صورت نیم رخ سیاه نشان دادن
تحت ازمایش یا نظر قرار دادن
نظر دادن
مد نظر قرار دادن
نظام دادن
نم دادن
لغت نامه دهخدا
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
نظم دادن. [ ن َ دَ ] ( مص مرکب ) آراستن. مرتب کردن. انتظام دادن :
انصاف تو مصری است که در رسته او دیو
نظم از جهت محتسبی داده دکان را.
انوری.
|| پیوستن. نظم کردن. به شعر درآوردن :
سخن را سهل باشد نظم دادن
بباید لیک بر نظم ایستادن.
نظامی.
دانشنامه عمومی
رایانیدن؛ (پهلوی) راینیدن.
مترادف و متضاد
regularize
(فعل)
تنظیم کردن، مرتب کردن، منظم کردن، نظم دادن
کلمات مرتبط
نظم و نسق دادن
نام تغییر دادن
نام دادن
به صورت نیم رخ سیاه نشان دادن
تحت ازمایش یا نظر قرار دادن
نظر دادن
مد نظر قرار دادن
نظام دادن
نم دادن
نظرات