معانی کلمه : نام دادن
لغت نامه دهخدا
نام دادن. [ دَ ] ( مص مرکب ) اسم گذاشتن. تسمیه. نامیدن. نام گذاری. || خواندن. به نام خواندن. || نامزد کردن. ( از ناظم الاطباء ). || مشهور و نامی کردن. به شهرت رساندن. || به مقام و منصب رساندن. جاه و مقام دادن :
نیاکانت را همچنان نام داد
به هر جای بر دشمنان کام داد.رجوع به نام شود.
نیاکانت را همچنان نام داد
به هر جای بر دشمنان کام داد.رجوع به نام شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - اسم گذاشتن تسمیه . ۲ - بنام خواندن . ۳ - نامزدکردن . ۴ - مشهور کردن معروف ساختن . ۵ - بمقام ومنصب رساندن : نیاکانت را همچنان نام داد بهر جای بر دشمنان کام داد .
مترادف و متضاد
name (فعل)
نامیدن، خواندن، نام دادن، بنام صدا کردن
