Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : نظاره گر

تلفظ بین المللی : /nˌezɑrˈeːɡar/ تلفظ :‌ [n,ezAR'e:gaR]
لغت نامه دهخدادانشنامه عمومیفرهنگ فارسی ساره
  • چشم نظاره گر
  • روح نظاره گر
  • کسی از گربه های ایرانی خبر نداره
  • ادم گرسنه دین و ایمان نداره
  • سیر از گرسنه خبر نداره سوار از پیاده
  • نظارهگر
  • شهرام ناظری و گروه دستان
  • گروه ناظر نظامی سازمان ملل متحد
  • نظاره
لغت نامه دهخدادانشنامه عمومیفرهنگ فارسی ساره

لغت نامه دهخدا

نظاره گر. [ ن َظْ ظا رَ / رِ گ َ ] ( ص مرکب ) تماشاچی. تماشاگر :
نظاره گرروح ندیده ست به دیده
چون چهره زیباش به صحرای صور بر.
سنائی.
|| دیده بان. که از دیدگاهی یا فراز برجی اطراف را بنگرد و مراقبت کند :
ز دیوارهایش برآورده سر
ستاره چو دستار نظاره گر.
هاتفی ( از آنندراج ).

دانشنامه عمومی

بیننده

فرهنگ فارسی ساره

بیننده


کلمات مرتبط

  • چشم نظاره گر
  • روح نظاره گر
  • کسی از گربه های ایرانی خبر نداره
  • ادم گرسنه دین و ایمان نداره
  • سیر از گرسنه خبر نداره سوار از پیاده
  • نظارهگر
  • شهرام ناظری و گروه دستان
  • گروه ناظر نظامی سازمان ملل متحد
  • نظاره
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات