معانی کلمه : نصل
لغت نامه دهخدا
نصل . [ ن َ ] (اِخ ) ستاره از قدر چهارم در نوک صورت سهم . (یادداشت مؤلف ).
فرهنگ عمید
۱. پیکان، سرنیزه.
۲. تیغۀ کارد یا شمشیر.
۲. تیغۀ کارد یا شمشیر.
فرهنگ معین
(نَ ) [ ع . ] (اِ. ) پیکان ، نیزه . ج . نِصال ، نصول و انصل .
فرهنگ فارسی
پیکان، سرنیزه، تیغه کاردیاشمشیر، نصول جمع
ستاره از قدر چهارم در نوک صورت سهم ٠
ستاره از قدر چهارم در نوک صورت سهم ٠
دانشنامه عمومی
نَصْل (به معنی: سوفار) یا گاما کمان یک ستاره است که در صورت فلکی کمان قرار دارد.
wiki: نصل
