Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : نشکنج

تلفظ بین المللی : /nˈaʃekˌandʒ/ تلفظ :‌ [n'aSek,andZ]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • نشکنجیدن
  • نشکن
  • نشکنک
  • شیشه نشکن
  • سفال نشکن
  • نشگنج
  • چدن نشکن
  • نشکیجن
  • سرم را بشکن نرخم را نشکن
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

نشکنج. [ن ِ ک ُ ] ( اِ ) گرفتن گوشت کسی به دو سرانگشت یا بدو سر ناخن چنان که به درد آید. ( غیاث اللغات ). گرفتن اعضا با دو سر انگشت یا دوسر ناخن دست ، چنانکه به درد آید. ( از برهان قاطع ). به ناخن گرفتن. ( لغت فرس اسدی ص 56 ) ( صحاح الفرس ص 55 ). گرفتن بدن به ناخن به نوعی که درد کند. ( از جهانگیری ) ( از آنندراج ) ( انجمن آرا ). فرا گرفتن بود به سر ناخن از اندام و تن و روی کسی چنان که درد کند. ( ا...

فرهنگ معین

(نِ کُ ) (اِ. ) نیشگون ، گرفتن و فشار دادن پوست و گوشت بدن با دو سر انگشت .

فرهنگ فارسی

( اسم ) عمل گرفتن عضوی از بدن با دو سر انگشت یا دو سر ناخن دست چنانکه بدرد آید: آن صنم را ز گاز و ز نشکنج تن بنفشه شد و دو لب نارنج . ( عنصری .لفااق.۵۶ )

کلمات مرتبط

  • نشکنجیدن
  • نشکن
  • نشکنک
  • شیشه نشکن
  • سفال نشکن
  • نشگنج
  • چدن نشکن
  • نشکیجن
  • سرم را بشکن نرخم را نشکن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات