Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : نشکن

تلفظ بین المللی : /nˈaʃkan/ تلفظ :‌ [n'aSkan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد
  • شیشه نشکن
  • سفال نشکن
  • چدن نشکن
  • سرم را بشکن نرخم را نشکن
  • اینه های نشکن
  • فاصله نشکن
  • چُدن نشکن
  • نشکنج
  • نشکنک
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

نشکن. [ ن َ ک َ / ن َ ش ِ ک َ ] ( نف مرکب ) نشکننده. که نمیشکند. || نشکستنی. ناشکن : لیوان نشکن. که شکستنی نیست.

فرهنگ فارسی

( اسم ) عمل گرفتن عضوی از بدن با دو سر انگشت یا دو سر ناخن دست چنانکه بدرد آید: آن صنم را ز گاز و ز نشکنج تن بنفشه شد و دو لب نارنج . ( عنصری .لفااق.۵۶ )

دانشنامه عمومی

نشکن ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:نشکن (ترانه کنچیتا وورست)نشکن (فیلم)wiki: ام. نایت شیامالان است. در این فیلم بازیگرانی همچون بروس ویلیس ، ساموئل ال. جکسون، رابین رایت، اسپنسر ترت کلارک، چارلین وودارد، لاورا ریگان، امان واکر، ام. نایت شیامالان، مایکل کلی ایفای نقش کرده اند.wiki: نشکن (فیلم)...

مترادف و متضاد

shatterproof (صفت)
نشکن، ضد خرد شده، خرد نشو

کلمات مرتبط

  • شیشه نشکن
  • سفال نشکن
  • چدن نشکن
  • سرم را بشکن نرخم را نشکن
  • اینه های نشکن
  • فاصله نشکن
  • چُدن نشکن
  • نشکنج
  • نشکنک
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات