کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه نشست-و-خیز-کردن | کلماتور
معانی کلمه : نشست و خیز کردن
تلفظ بین المللی :
/neʃˈast vˈa xˈiz kˈardan/
تلفظ :
[neS'ast v'a x'iz k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
نشست و خیز
نشست و برخاست
نشست و برخاست کردن
نشست و خاست
نشست و خفت
نشست و گفتگو کردن
نشست و برخاست کوتاه
نشست و خاست کر
نشست و خاست کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
نشست و خیز کردن. [ ن ِ ش َ ت ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) نشست و خاست کردن. معاشرت کردن. رفت و آمدداشتن. هم نشینی کردن : گفتند چرا بزرگ شمابا گنهکاران نشست و خیز می کند. ( دیاتسارون ص 116 ).
فرهنگ فارسی
نشست و خاست کردن . معاشرت کردن . رفت و آمد داشتن . هم نشینی کردن .
کلمات مرتبط
نشست و خیز
نشست و برخاست
نشست و برخاست کردن
نشست و خاست
نشست و خفت
نشست و گفتگو کردن
نشست و برخاست کوتاه
نشست و خاست کر
نشست و خاست کردن
نظرات