کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : نشست و خاست کر
تلفظ بین المللی :
/neʃˈast vˈa xˈɑst kˈar/
تلفظ :
[neS'ast v'a x'Ast k'aR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
نشست و خاست کردن
نشست و خاست
خاست و نشست
نشست و برخاست
نشست و برخاست کردن
نشست و خفت
نشست و خیز
نشست و خیز کردن
نشست و گفتگو کردن
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
نشست و خاست کردن. [ ن ِ ش َ ت ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) مصاحبت کردن. معاشرت کردن. رجوع به نشست و خاست شود.
کلمات مرتبط
نشست و خاست کردن
نشست و خاست
خاست و نشست
نشست و برخاست
نشست و برخاست کردن
نشست و خفت
نشست و خیز
نشست و خیز کردن
نشست و گفتگو کردن
نظرات