نشاطی . [ ن َ / ن ِ ] (ص نسبی ) شادمان . خوشحال . || آن که به عیش و عشرت می گذراند. (ناظم الاطباء). || تیزدل . (السامی ).
نشاطی . [ ن َ / ن ِ ] (اِخ ) (ملا...) محمد (حاجی ...)، متخلص به نشاطی و بیزری . از شعرای قرن یازدهم است . به روایت مؤلف تذکره ٔ صبح گلشن در دماوند می زیسته و به روایت نصرآبادی سفری به اصفهان کر...
فرهنگ فارسی
محمد متخلص به نشاطی و بیزری از شعرای قرن یازدهم است به روایت مولف تذکر. صبح گلشن در دماوند می زیسته و به روایت نصر آبادی سفری به اصفهان کرده و اواخر عمرش به آشفتگی و پریشانی گذشته است .