کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : نسمان
تلفظ بین المللی :
/nasˈemɑn/
تلفظ :
[nas'emAn]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
ربیعبن نعمان
رخ نمانگاری چندتک ها
رخ نمانگاری چندشکلی های تک نوکلئوتیدی
رُخ نمانگاری
رُخ نمانگاری دِنا
رُخ نمانگاری پروتئین
رُخ نمانگاری پروتگان
سرای نعمان
شقایق النعمان
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
نسمان. [ ن َ س َ ] ( ع مص ) وزیدن باد. ( تاج المصادر بیهقی ) ( دهار ). نرم وزیدن باد. ( آنندراج ).نَسْم. نسیم. ( اقرب الموارد ). رجوع به نَسْم شود.
کلمات مرتبط
ربیعبن نعمان
رخ نمانگاری چندتک ها
رخ نمانگاری چندشکلی های تک نوکلئوتیدی
رُخ نمانگاری
رُخ نمانگاری دِنا
رُخ نمانگاری پروتئین
رُخ نمانگاری پروتگان
سرای نعمان
شقایق النعمان
نظرات