Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : نسب دار

تلفظ بین المللی : /nˈasb dˈɑr/ تلفظ :‌ [n'asb d'AR]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • سرباز کلنگ دار و نقب زن
  • قدرت تحمل نسبت به دارو یا زهر
  • فهرست کالاهای دارای مزیت نسبی در ایران
  • شهرستان نسبار
  • نسبار
  • نسب
  • نسب نامه
  • نسب پذیر
  • نسب پذیری
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

نسب دار. [ ن َ س َ ] ( نف مرکب ) که صاحب اصل و نسب است. که اصیل است. نژاده :
گر او را سوی گوهر گرم شد پای
نسب داران گوهر باد برجای.
نظامی.

فرهنگ فارسی

که صاحب اصل و نسب است

کلمات مرتبط

  • سرباز کلنگ دار و نقب زن
  • قدرت تحمل نسبت به دارو یا زهر
  • فهرست کالاهای دارای مزیت نسبی در ایران
  • شهرستان نسبار
  • نسبار
  • نسب
  • نسب نامه
  • نسب پذیر
  • نسب پذیری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات