Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : نسب

تلفظ بین المللی : /nˈasb/ تلفظ :‌ [n'asb]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا
  • نسب دار
  • نسب نامه
  • نسب پذیر
  • نسب پذیری
  • نسب مادری
  • نسب میان علت ومعلول
  • نسب نامه خدایان
  • نسب پدری
  • نِسبِ شو
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

نسب . [ ن ُ س َ ] (ع اِ) ج ِ نُسْبة.

نسب .[ ن ِ س َ ] (ع اِ) ج ِ نِسْبة. رجوع به نِسْبة شود.
- نِسَب ِ اربع ؛ روابطی که بین دو امر کلی ممکن است برقرار گردد و اینها عبارت است از: تباین کلی ، تساوی ، عموم و خصوص مطلق ، عموم و خصوص مِن وجه . رجوع به هر یک از این اصطلاحات شود.

نسب.[ ن...

فرهنگ عمید

۱. نژاد.
۲. قرابت خویشی، خویشاوندی.

فرهنگ معین

(نَ سَ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - نژاد، خاندان . ۲ - خویشاوندی ، قرابت . ج . انساب .

فرهنگ فارسی

قرابت، خویشی، خویشاوندی، انساب جمع( اسم ) جمع نسبت .یانسب اربعه .روابط محمولات ومفاهیم رابامصادیق خارجی نسب اربعه گوینداز آن جهت که ازچهارصورت خارج نیستندو بالجمله هردومفهومی راکه بایکدیگر مقایسه کنیم .ازیکی ازچهارحال خارج نخواهد بود: یا هریک از آنهابمصداق ومصادیق دیگری بطورکلی صادق آیدیعنی مصداق هریک عین مصداق دیگری باشددراین صورت آن دورا [ متساویان ] خوانند مانند: مفهوم ناطق وانسان در[ کل ناطق ا...

دانشنامه عمومی

نسب (فرگشت). نسب فرگشتی زنجیره ای از گونه ها است که خطی از نیاکان را تشکیل می دهند و هر گونه جدید برآمده ای مستقیم از گونه های نیای خود است. نسب ها زیرشاخه های درخت فرگشتی حیات هستند و اغلب توسط روش های فیلوژنتیک مولکولی شناسایی می شوند.درخت فیلوژنتیکwiki: نسب (فرگشت)...

مترادف و متضاد

خویشاوندی، قرابت

اصل، اولاد، تبار، تخمه، دودمان، دوده، گوهر، نژاد، نژاده

۱. اصل، اولاد، تبار، تخمه، دودمان، دوده، گوهر، نژاد، نژاده
۲. خویشاوندی، قرابت

origin (اسم)سر، ماخذ، سنخیت، اصل، عنصر، خاستگاه، منشاء، مبدا، سرمایه، سر چشمه، نسب، مصدر، اصل بنیادgenealogy (اسم)دودمان، سلسله، نسب، شجره نامه، شجره النسبfiliation (اسم)نسل، نسب، رابطه پدر و فرزندیparentage (اسم)نسبstirps (...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] نسب، به روابط حاصل از عروض اَعراض بر موضوعات شان اطلاق می شود.نسب، جمع نسبت و به معنای علقه و پیوند و رابطه میان دو چیز است، به گونه ای که تصور آن، به تصور دو طرف آن منوط باشد.در کتاب فوائد الاصول آمده است:«ان النسبة عبارة عن العلقة و الربط الحاصل من قیام احدی المقولات التسع بموضوعاتها» برای مثال، در قضیه «الجسم ابیض»، بیاض بر جسم عارض شده است، و در واقع، قضیه به این صورت است:«الجسم له ...

فرهنگ فارسی ساره

تبار، خویشاوند

واژه نامه بختیاریکا

بُنچک؛ رچیله

کلمات مرتبط

  • نسب دار
  • نسب نامه
  • نسب پذیر
  • نسب پذیری
  • نسب مادری
  • نسب میان علت ومعلول
  • نسب نامه خدایان
  • نسب پدری
  • نِسبِ شو
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات