Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : نذر

تلفظ بین المللی : /nˈazr/ تلفظ :‌ [n'azR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی
  • نذر بستن
  • نذر بندی
  • نذر داشتن
  • نذر شکن
  • نذر و نیاز
  • نذر شده
  • نذر کردن
  • نذر فرهنگی
  • نذر اهل بیت
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

نذر. [ ن َ ذُ ] (ع ص ) حیران و ترسان . (غیاث اللغات ).

نذر. [ ن َ ذَ ] (ع مص ) دانستن چیزی را پس پرهیز کردن . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).

نذر. [ ن ُ ] (ع اِ) پوست درخت مقل . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). || (اِمص ) انذار. (المنجد). اسم مصدر است . (از یادداشت مؤلف ). رجوع به نَذْر و انذار شود....

فرهنگ عمید

۱. آنچه شخص بر خود واجب کند که بعد از روا شدن حاجتش در راه خدا بدهد یا به جا بیاورد.
۲. [عامیانه، مجاز] حاجت کسی که این عمل را بر خود واجب می کند.

فرهنگ معین

(نُ ذُ) [ ع . ] (اِ.) ترس ، بیم .

(نَ) [ ع . ] (اِ.) 1 - شرط و پیمان . 2 - آن چه شخص بر خود واجب گرداند که در راه خدا بدهد یا به جا بیآورد. ج . نذور.

(نَ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - شرط و پیمان . ۲ - آن چه شخص بر خود واجب گرداند که در راه خدا بدهد یا به جا بیآورد. ج . نذور.
(نُ ذُ ) [ ع . ] (اِ. ) ترس ، بیم .

دانشنامه آزاد فارسی

نَذراصطلاحی در فقه، آن است که کسی، کاری مقدور و مشروع را به قصد قربت به خدا، بر خود واجب گرداند و همین طور است ترک فعلی را؛ مانند آن که بگوید اگر مریض من شفا یابد، بر من است که برای خدای متعال حج به جا آورم. مشهور آن است که باید صیغۀ نذر به نطق درآید و مجرد گذراندن آن بر دل کافی نیست. عملی که بر آن نذر شده است بر ناذر واجب می شود و مخالفت نذر کفاره دارد. در کفاره نذر اختلاف است. بیشتر گویند که مان...

فرهنگ فارسی

( اسم ) جمع :نذیر.
پوست درخت مقل اسم مصدر است .

دانشنامه عمومی

نَذر یعنی آن که انسان تصمیم بگیرد برای خدا کاری را انجام بدهد. آن کار که به خودی خود مستحب بوده است، بر اثر نذر واجب می شود، البته با شرایطی که در متون اسلامی ذکر شده است.نذر فرهنگینذرطبیعتالبته یک حالت دیگر هم برای نذر هست و آن این که انسان تصمیم بگیرد برای خدا کاری را (که مکروه و ناپسند است) ترک کند یا ترک کاری که نکردن آن بهتر است.معمولاً نذرهایی که انسان می کند به صورت مشروط است یعنی مثلاً نذر...

گویش مازنی

پیمان با خدا که در برابر برآورده شدن آرزویی،شرطی برخود واجب ...

/nazr/ پیمان با خدا که در برابر برآورده شدن آرزویی، شرطی برخود واجب کنند

مترادف و متضاد

شرط، عهد، قربانی، نیاز

vow (اسم)
پیمان، عهد، شرط، قول، نذر، سوگند، میثاق، سوگند ملایم، میعاد

bet (اسم)
شرط، موضوع شرط بندی، نذر

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] نذر آن است که انسان ملتزم شود که کار خیری را برای خدا بجا آورد، یا کاری را که نکردن آن بهتر است برای خدا ترک نماید.در انعقاد نذر باید صیغه مخصوص یعنی لله علی کذا خوانده شود. برای نذر کردن می توان چنین نیت کرد:برای خدا بر عهده من باشد اگر بیمارم شفا یافت یا فرزندم در کنکور قبول شد فلان مقدار پول برای امام حسین (ع) یا حضرت ابوالفضل و در راه شادی روح آن ها به فقراء بدهم و یا برای اقامه مجل...

کلمات مرتبط

  • نذر بستن
  • نذر بندی
  • نذر داشتن
  • نذر شکن
  • نذر و نیاز
  • نذر شده
  • نذر کردن
  • نذر فرهنگی
  • نذر اهل بیت
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات