Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : نبال

تلفظ بین المللی : /nˈabˈɑl/ تلفظ :‌ [n'ab'Al]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • نبال کوه
  • نبال توابته
  • طریق شیخ صدوق به بشیر نبال
  • ذی نبالت
  • نبالت
  • نباله
  • بیر نبالا
  • ذو نباح
  • رشتۀ ناالگو
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

نبال . [ ن َ ] (ع اِمص ) نبالة. آگاهی و دانست و آمادگی جهت کاری . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). رجوع به نبالة شود.

نبال . [ ن ِ ] (ع اِ) نبلة. نبلاء. (معجم متن اللغة). ج ِ نبیل و نبل . رجوع به نبیل شود. || ج ِ نبلة. (معجم متن اللغة). رجوع به نبلة شود.

نبال . [ ن َب ْ با ] (ع ص ) خداوند تیر. (منتهی ال...

فرهنگ عمید

نبل#NAME?

= نبل

فرهنگ معین

(نِ) [ ع . ] (اِ.) ج . نبل ؛ تیر.

(نَ بّ) [ ع . ] (ص .) 1 - تیرساز، تیرفروش . 2 - دارندة تیر.

(نِ ) [ ع . ] (اِ. ) ج . نبل ، تیر.
(نَ بّ ) [ ع . ] (ص . ) ۱ - تیرساز، تیرفروش . ۲ - دارندة تیر.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - جمع نبیل .۲ - جمع نبل .
جمع نبیل و نبل است نبله نبلائ .

کلمات مرتبط

  • نبال کوه
  • نبال توابته
  • طریق شیخ صدوق به بشیر نبال
  • ذی نبالت
  • نبالت
  • نباله
  • بیر نبالا
  • ذو نباح
  • رشتۀ ناالگو
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات