معانی کلمه : ناپاکی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. چرکینی، آلودگی.
۲. [مجاز] بدکاری.
۳. [مجاز] همراه با شهوت.
۲. [مجاز] بدکاری.
۳. [مجاز] همراه با شهوت.
فرهنگ فارسی
۱ - چرکینی دناست . ۲ - آلودگی لوث . ۳ - حرمت حرام بودن . ۴ - بدکاری بدکرداری بدجنسی . ۵ - نجاست نجسی . ۶ - کفرمنافقی . ۷ - کثیف بودن ناشفافی . ۸ - غداری گربزی . ۹ - جنب بودن جنابت . ۱٠ - زشتی تدی ناپسندی . ۱۱ - عدم خلوص غش . ۱۲ - شهوی بودن زناکاری .
مترادف و متضاد
آلودگی، غش
چرکینی، دناست
احتلام، جنابت
بیعفتی، پلیدی، فجور، فسق، نانجیبی ≠ پاکی
۱. بیعفتی، پلیدی، فجور، فسق، نانجیبی
۲. آلودگی، غش
۳. چرکینی، دناست
۴. احتلام، جنابت ≠ پاکی
