کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : ناهموار کردن
تلفظ بین المللی :
/nɑhˈamvɑr kˈardan/
تلفظ :
[nAh'amvAR k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
ناهار کردن
صداهای ناهنجار ایجاد کردن
صدای ناهنجار ایجاد کردن
ناگوار کردن
ناهموار
ناهموار امدن
ناهموار بریدن
ناهموار آمدن
شکست ناهموار
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
ruffle (فعل)بر هم زدن، ژولیده کردن، گره زدن، ناهموار کردن، براشفتن، تاه کردن، چروک کردن، موجدار کردنcontort (فعل)کج کردن، پیچاندن، از شکل انداختن، ناهموار کردنdistort (فعل)بر گرداندن، کج کردن، پیچاندن، ناهموار کردن، تحریف کردن، از شکل طبیعی انداختن...
کلمات مرتبط
ناهار کردن
صداهای ناهنجار ایجاد کردن
صدای ناهنجار ایجاد کردن
ناگوار کردن
ناهموار
ناهموار امدن
ناهموار بریدن
ناهموار آمدن
شکست ناهموار
نظرات