معانی کلمه : نان اور
لغت نامه دهخدا
( نان آور ) نان آور. [ وَ ]( نف مرکب ) در تداول ، آنکه معاش اهل خانه را متحمل است. رئیس خانواده که معاش اعضای آن بعهده اوست. پدرخانواده. شوهر. رئیس خاندان. متکفل معاش اهل بیت.
فرهنگ عمید
( نان آور ) ۱. کسی که زندگانی زن و بچۀ خود را اداره می کند، سرپرست خانواده، نان بیار.
۲. کسی که برای خانواده ای نان ببرد.
۲. کسی که برای خانواده ای نان ببرد.
فرهنگ معین
( نان آور ) (وَ ) (ص فا. ) سرپرست خانواده .
فرهنگ فارسی
( نان آور ) (صفت ) کسی که تامین معاش افراد خانواده رابعهده دارد متکفل مخارج خانواده ( اعم از پدربرادریافرزند ) .
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
breadwinner (اسم)
متکفل، کفیل خرج، نان اور
