معانی کلمه : نام آور
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
دارای نام و آوازه؛ معروف؛ مشهور؛ نامدار.
فرهنگ معین
(وَ) (ص مر.) مشهور، معروف .
دانشنامه عمومی
کسی که به شهرت می رسد.
مترادف و متضاد
سرشناس، شهیر، مشهور، معروف، نامدار، نامور، نامی ≠ گمنام

دارای نام و آوازه؛ معروف؛ مشهور؛ نامدار.
(وَ) (ص مر.) مشهور، معروف .
کسی که به شهرت می رسد.
سرشناس، شهیر، مشهور، معروف، نامدار، نامور، نامی ≠ گمنام