معانی کلمه : نامطمئن
فرهنگ فارسی
(صفت )۱ - آنکه مطمئن نیست .۲ - باتردید: [مرد...گناه آلوده ونامطمئن ادامه داد...]
مترادف و متضاد
شبههناک، مشکوک
دودل، مردد ≠ مصمم
۱. دودل، مردد
۲. شبههناک، مشکوک ≠ مصمم
unreliable (صفت)
نامعتبر، نامطمئن، غیر قابل اطمینان، غیرقابل اعتماد، اتکا ناپذیر
واژه نامه بختیاریکا
بَند به کَد بُریدِن
دیوار یه ریگه
دیوار یه ریگه
