( اسم ) آبرو حیثیت اعتبار: بگذر از نام و ننگ خود حافظ . ساغرمی طلب که مخموری . ( حافظ ) یابانام وننگ .با غیرت غیرتمند: نکردی بشهر مداین درنگ دلاور سری بود با نام وننگ . یاروزنام وننگ .روززور آزمایی درمیدان جنگ: بوقت کارزارخصم وروزنام وننگ او فلک برگردن آویزدشغاونیم لنگ او. ( فرخی لغ. )