Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : نالش کردن

تلفظ بین المللی : /nˈɑlaʃ kˈardan/ تلفظ :‌ [n'AlaS k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • ناله کردن
  • نازش کردن
  • با صدای بلند ناله و زاری کردن
  • ناله و شکایت کردن
  • ناله و شیون کردن
  • نالش
  • نالش هکاردن
  • زار نالی
  • زبون نالی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

نالش کردن. [ ل ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) نالیدن. آه و فغان و فریاد کردن. ( از ناظم الاطباء ). || شکوه و شکایت کردن. گله کردن :
یوسف از گرگ چون کند نالش
که به چاهش برادر اندازد.
خاقانی.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - ناله کردن نالیدن . ۲ - شکایت کردن گله کردن : یوسف از گرگ چون کند نالش که به چاهش برادر اندازد. ( خاقانی )

کلمات مرتبط

  • ناله کردن
  • نازش کردن
  • با صدای بلند ناله و زاری کردن
  • ناله و شکایت کردن
  • ناله و شیون کردن
  • نالش
  • نالش هکاردن
  • زار نالی
  • زبون نالی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات