Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : نالانی

تلفظ بین المللی : /nɑlˈɑni/ تلفظ :‌ [nAl'Ani]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • نالانیدن
  • بوودیچ ناتانیل
  • نالان
  • نالان شدن
  • نالان نالان
  • نالایق
  • نالایقی
  • نادانی
  • نادانی کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

نالانی. ( حامص ) نالان شدن. نالان بودن. بیماری. علت. مرض. درد. رنجوری. مریضی. داء. ناخوشی : ما را با خودبرد و آن نواحی ضبط کرد و به ما سپرد و بازگشت به سبب نالانی و نزدیک آمدن اجل. ( تاریخ بیهقی ). پدر خداوند امروز از ضعف و نالانی چنین است که پوشیده نیست. ( تاریخ بیهقی ص 131 ). امیر گفت : مرا امسال که... آن نالانی افتاد پس از حادثه آب. ( تاریخ بیهقی ص 540 ).نالانی تو تا خبر آمد به نزد مابر ما عیان...

فرهنگ معین

(اِمص . ) بیماری ، ناخوشی .

فرهنگ فارسی

۱ - نالان شدن نالیدن . ۲ - بیماری ناخوشی : [ پدرخداوندامروزازضعف ونالانی چنین است که پوشیده نیست ]

کلمات مرتبط

  • نالانیدن
  • بوودیچ ناتانیل
  • نالان
  • نالان شدن
  • نالان نالان
  • نالایق
  • نالایقی
  • نادانی
  • نادانی کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات