Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ناشیرین

تلفظ بین المللی : /nɑʃˈirin/ تلفظ :‌ [nAS'iRin]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • ناشرین
  • نازشیرین
  • ناشرینعم
  • نارشیرین
  • راهنمای ناشران
  • نارین
  • نارین اباد
  • نارین بوقا
  • نارین دژ
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

ناشیرین. ( ص مرکب ) مقابل شیرین. تلخ. که شیرین نیست. || سمج. سمیج. ( دهار ) : جگرها خون می شد که اگر این ناشیرین تا وقت غلا در کرمان بماند چه منصوبه های ظلم فرومی چیند. ( المضاف الی بدایع الازمان ص 21 ). || ناپسند. ناموافق. زشت. قبیح. ناخوش. نامناسب. نادلنشین : و وی را [ حسنک را ] مواجر خواند و دشنامهای زشت داد. حسنک در وی ننگریست و هیچ جواب نداد عامه مردم وی را لعنت کردند بدین حرکت ناشیرین. ( تار...

فرهنگ فارسی

( صفت ) تلخ آن چرخ ناشیرین لقب ازدست بوست کرده لب شیرین تر ازاشک طرب کز چشم بینا ریخته . ( خاقانی .سج.۳ ) مقابل شیرین .

کلمات مرتبط

  • ناشرین
  • نازشیرین
  • ناشرینعم
  • نارشیرین
  • راهنمای ناشران
  • نارین
  • نارین اباد
  • نارین بوقا
  • نارین دژ
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات