معانی کلمه : نارین
لغت نامه دهخدا
نارین . (ص ) تر و تازه . || تابان . روشن . صاف .براق . || ظریف . آراسته . (ناظم الاطباء).
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
دانه انار
(ترکی) ریز و کوچک.
(همدانی) پودرشدۀ هر چیز.
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: nārin) (عربی ـ فارسی) (نار + ین (پسوند نسبت)) ، منسوب به نار ، آتش ؛ (به مجاز) سرخ رنگ (زیبا) .
