Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ناسپاسی

تلفظ بین المللی : /nɑsˈepɑsˌi/ تلفظ :‌ [nAs'epAs,i]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • ناسپاسی کردن
  • ناسپاسی اکثریت
  • ناسپاس
  • ناسپاس شدن
  • نسپاسی
  • نوسپاسی
  • ناستاسیا بارنت
  • ناستاسیا کینسکی
  • قدر ناشناسی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

ناسپاسی. [ س ِ ] ( حامص مرکب ) ناشکری. نمک بحرامی. بی وفائی. ( ناظم الاطباء ). کفر. کفران. کفران نعمت. کافرنعمتی. نمک ناشناسی. نمک کوری. بطر : دگر آنکه مغزش بود پرخردسوی ناسپاسی دلش ننگرد.فردوسی.هرآنکس که او راه یزدان گزیدسر از ناسپاسی بباید کشید.فردوسی.از او گر پذیری بافزون شوددل از ناسپاسی پر از خون شود.فردوسی.وفاداری کن و نعمت شناسی که بدفرجامی آرد ناسپاسی.سعدی.دوام دولت اندر حق شناسی است زوال ...

فرهنگ فارسی

ناشکری حق ناشناسی .

مترادف و متضاد

حق‌ناشناسی، کفر، کفران، ناشکری، نمک‌بحرامی، نمک‌ناشناسی ≠ حق‌شناسی

disloyalty (اسم)
خیانت، بی وفایی، ناسپاسی، نمک بحرامی

ingratitude (اسم)
ناسپاسی، نمک بحرامی، ناشکری، نمک ناشناسی

کلمات مرتبط

  • ناسپاسی کردن
  • ناسپاسی اکثریت
  • ناسپاس
  • ناسپاس شدن
  • نسپاسی
  • نوسپاسی
  • ناستاسیا بارنت
  • ناستاسیا کینسکی
  • قدر ناشناسی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات