کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه ناراحت-کردن | کلماتور
معانی کلمه : ناراحت کردن
تلفظ بین المللی :
/nɑrˈɑhat kˈardan/
تلفظ :
[nAR'Ahat k'aRdan]
پیمایش سریع
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
عصبانی و ناراحت کردن
ناراستی کردن
ناراضی کردن
ناراحت
ناراحت شدن
ناراحت کننده
ناراحت بودن
ناراحت گذاردن
ادم غصه خور و ناراحت
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - بزحمت انداختن ۲ - مضطرب کردن ۳ - عصبانی کردن .
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
incommode (فعل)دست پاچه کردن، گیج کردن، درد سر دادن، ناراحت کردن، ازار رساندن، ناراحت گذاردنunsettle (فعل)مغشوش کردن، بر هم زدن، ناراحت کردنdiscomfort (فعل)ناراحت کردنdisquiet (فعل)اشفتن، ناراحت کردن، مضطرب ساختن، بیارام کردن، اسوده نگذاشتنdiscomfiture (فعل)ناراحت کردنdistemper (فعل)ناراحت کردنknock up (فعل)تحریک کردن، برخورد کردن، بپایان رساندن، از کار انداختن، ناراحت کردن، بهم زدن، ابستن کردن، س...
کلمات مرتبط
عصبانی و ناراحت کردن
ناراستی کردن
ناراضی کردن
ناراحت
ناراحت شدن
ناراحت کننده
ناراحت بودن
ناراحت گذاردن
ادم غصه خور و ناراحت
نظرات