ناراحت. [ ح َ ] ( ص مرکب ) در تداول ، ناآرام. بی آرام. که آرام و مطیع نیست. آشوب طلب. فتنه انگیز. طاغی. سرکش که آشوب و بلوا به پا می کند. شرانگیز. که آرام نمی گیرد. || که در آن راحت و آسایش نیست. که در آن نمی توان راحت بود: جای ناراحت. لباس ناراحت.
(حَ ) [ فا - ع . ] (ص . ) ۱ - آن چه که در آن راحت وآسایش نیست . ۲ - ناآرام ، آشوب طلب . ۳ - مضطرب ، پریشان .
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - آنچه که در آن راحت و آسایش نیست : جای ناراحت لباس ناراحت وضع ناراحت . ۲ - نا آرام آشوب طلب : [ آدم ناراحتی ] . ۳ - مضطرب مشوش : [ من بخاطر شما ناراحتم ] ۴ - عصبانی .
دانشنامه عمومی
«ناراحت!» تک آهنگی از هنرمند اهل ایالات متحده آمریکا ایکس ایکس ایکس تنتاسیون و از دومین آلبوم استودیویی وی ؟ است که در ۲ مارس ۲۰۱۸ منتشر شد. این ترانه بعد از درگذشت خواننده در ۱۸ ژوئن ۲۰۱۸ در چارت آمریکا (۱۰۰ آهنگ داغ بیلبورد) به رتبه یک رسید.wiki: ناراحت...
uneasy (صفت)پریشان خیال، مضطرب، ناراحت، بیارامupset (صفت)اشفته، نژند، ناراحتdisturbed (صفت)مضطرب، اشفته، مختل، پریشان، مختل شده، ناراحت، پریشان حالfidgety (صفت)بی قرار، ناراحت، بی آرامیunhandy (صفت)غیر ماهر، ناراحت، مشکل بدست امده، نامناسب برای حمل و نقلdistrauthorght (صفت)شوریده، ناراحت، پریشان حواسinconvenien...
فرهنگ فارسی ساره
آزرده، اندوهگین، ناسوده، نژند
واژه نامه بختیاریکا
اَقه دِرده؛ بُرگِ کِر؛ بِه تَنگ؛ به قمُو؛ به گُند؛ تش به جُو؛ تش به سر؛ چُر؛ دِل گِرُو؛ کِر؛ گِم زیده؛ گِند؛ گِند زِیدِه؛ سه به نر دو به قُند ( یا گُند ) ؛ به غیظ؛چُرنیدِه