Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ناخوش

تلفظ بین المللی : /nˈɑxoʃ/ تلفظ :‌ [n'AxoS]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیگویش مازنیگویش بختیاریمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • ناخوش احوال
  • ناخوش امدن
  • ناخوش اواز
  • ناخوش اوازی
  • ناخوش دار
  • ناخوش داری
  • ناخوش داشتن
  • ناخوش دیدار
  • ناخوش روی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیگویش مازنیگویش بختیاریمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

ناخوش. [ خوَش ْ / خُش ْ ] ( ص مرکب ) دلتنگ. ناشادمان. آزرده. رنجیده. ناخشنود. ناراضی. ( ناظم الاطباء ). ناراضی. غمگین. ( فرهنگ نظام ). نژند. غمین. ناپدرام. که خوش نیست : در آن جای جای تو آتش بودبه دنیا دلت تلخ و ناخوش بود.فردوسی.چو آتش در دلم سرکش چه باشی به وقت خوشدلی ناخوش چه باشی.نظامی.مگر چاره آن پریوش کنددل ناخوش شاه را خوش کند.نظامی.بیا که در غم عشقت مشوشم بی توبیا ببین که در این دم چه ناخوش...

فرهنگ عمید

۱. بدحال، بیمار، رنجور.
۲. [قدیمی] دلتنگ.
۳. [قدیمی] زشت، ناپسند.

فرهنگ معین

(خُ ) (ص . ) ۱ - آزرده ، رنجیده . ۲ - ناپسند، زشت . ۳ - بیمار، مریض .

فرهنگ فارسی

ویژگی کسی که دچار حالت‌های جسمی بیمارگونه، مانند تهوع و درد و ضعف و سرگیجه و تاری دید باشد

بدحال، بیمار، رنجور، دلتنگ، زشت وناپسند( صفت ) ۱ - ناشاد غمگین : دران جای جای تو آتش بود بدنیا دلت تلخ و ناخوش بود. ( شا. ) ۲ - بیمار مریض . ۳ - ناخوب ناپسند بد زشت : چه ناخوش بود دوستی با کسی که مایه ندارد زدانش بسی . ( دقیقی ) ۴- ناگوارمنغص :[ واگراین حجاب اندرمیان نبودی ...غذاوبخار ثفلها باندامهائ د...

گویش مازنی

زشت

گویش بختیاری

بیمار.

مترادف و متضاد

زشت

مکروه

ناپسند، نامطبوع

تلخ، منغص، ناگوار

دلگیر، غمگین، گرفته، ملول، ناشاد

بداحوال، بستری، بیمار، دردمند، کسل، مریض، ناسالم ≠ خوش

۱. بداحوال، بستری، بیمار، دردمند، کسل، مریض، ناسالم
۲. زشت
۳. تلخ، منغص، ناگوار
۴. دلگیر، غمگین، گرفته، ملول، ناشاد
۵. مکروه
۶. ناپسند، نامطبوع ≠ خوش

sick (صفت)مریض، خسته، بیمار، علیل، ناخوش، ناسا...

واژه نامه بختیاریکا

نَخَش

فرهنگستان زبان و ادب

{sick} [پزشکی] ویژگی کسی که دچار حالت های جسمی بیمارگونه، مانند تهوع و درد و ضعف و سرگیجه و تاری دید باشد

کلمات مرتبط

  • ناخوش احوال
  • ناخوش امدن
  • ناخوش اواز
  • ناخوش اوازی
  • ناخوش دار
  • ناخوش داری
  • ناخوش داشتن
  • ناخوش دیدار
  • ناخوش روی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات