Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ ناخردمند

تلفظ بین المللی : /nɑxˈeradmˌand/ تلفظ :‌ [nAx'eRadm,and]
لغت نامه دهخدا
  • ناخردمندی
  • نابودمند
  • ناخرسند
  • ناخرسندی
  • نارمند
  • ناخرسند کردن
  • ناخرسند کننده
  • ناسودمندی
  • ناسودمند
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

ناخردمند. [ خ ِ / خ َ رَ م َ ] ( ص مرکب ) نادان. بی عقل. ( ناظم الاطباء ). سفیه. بی معرفت. احمق. ابله. غیرعاقل. که خردمند نیست :
اگر بر من این اژدهای بزرگ
که خواند ورا ناخردمند گرگ.
فردوسی.
جوان و پیر که در بند مال و فرزندند
نه عاقلند که طفلان ناخردمندند.
امیرخسرو.

کلمات مرتبط

  • ناخردمندی
  • نابودمند
  • ناخرسند
  • ناخرسندی
  • نارمند
  • ناخرسند کردن
  • ناخرسند کننده
  • ناسودمندی
  • ناسودمند
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات