Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ ناتوان ساختن

تلفظ بین المللی : /nɑtˈavɑn sˈɑxtan/ تلفظ :‌ [nAt'avAn s'Axtan]
مترادف و متضاد
  • ناتوان
  • ناتوان بین
  • ناتوان سازی گرمایی
  • ناتوان گیر
  • ناتوان سازی
  • ناتوان کردن
  • ناتوان قراباغی خورشید بانو
  • ضعیف و ناتوان
  • دولت ناتوان
مترادف و متضاد

مترادف و متضاد

disable (فعل)عیب دار کردن، عاجز کردن، ناتوان کردن، از کار انداختن، ناتوان ساختن، زله کردن، فاقد صلاحیت قانونی کردنincapacitate (فعل)از کار افتادن، ناتوان ساختن، سلب صلاحیت کردن از، ناقابل ساختن، بی نیرو ساختن، محجور کردن...

کلمات مرتبط

  • ناتوان
  • ناتوان بین
  • ناتوان سازی گرمایی
  • ناتوان گیر
  • ناتوان سازی
  • ناتوان کردن
  • ناتوان قراباغی خورشید بانو
  • ضعیف و ناتوان
  • دولت ناتوان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات