معانی کلمه : دولت ناتوان
فرهنگ فارسی
دولتی که در نتیجۀ کاهش درآمد ملی و گسترش تنشهای قومی و مذهبی دیگر توانایی انجام وظایفش در برابر شهروندان را ندارد و در آستانۀ برخوردهای آشکار قرار گرفته است
فرهنگستان زبان و ادب
{weak state} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] دولتی که در نتیجۀ کاهش درآمد ملی و گسترش تنش های قومی و مذهبی دیگر توانایی انجام وظایفش در برابر شهروندان را ندارد و در آستانۀ برخوردهای آشکار قرار گرفته است
