ناایمن. [ م ِ ] ( ص مرکب ) خطرناک و مخوف. ( ناظم الاطباء ). مقابل ایمن. مظنون. دور ازامنیت. غیرقابل اعتماد. نامطمئن : راهها ناایمن شده است... و راه از نیشابور تا اینجا سخت آشفته است. ( تاریخ بیهقی ). و بر ناایمن بیگمان ایمن مباش. ( قابوسنامه ). قلعه ای ساخته بودند و راهها ناایمن شده. ( کتاب النقض ص 367 ). || ترسان. بیمناک. آشفته. ناخاطرجمع. اندیشناک. بی امان : مخسبید ناایمن از شهریارمدارید ز اندیش...