میهمانی. ( حامص ) مهمانی. عمل میهمان کردن یا شدن. ضیافت کردن یا شدن : کسی کو کند میزبانی کسی را نباید که بگریزد از میهمانی.
منوچهری.
از خون من فرستی هر دم نواله هجر یک ره به خوان وصلم ناکرده میهمانی.
خاقانی.
رجوع به مهمانی شود.
فرهنگ فارسی
مهمانی عمل میهمان کردن یا شدن ضیافت کردن یا شدن
مترادف و متضاد
سور، ضیافت، مهمانی ≠ عزا
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] میهمان و مهمانی دادن یکی از سنت های الهی است که در اسلام هم آداب خاصی از جمله رعایت سادگی در پذیرائی و خوش برخوردی و ... را دارد.اسلام اهمیت خاصی برای مساله میهمان نوازی قائل شده تا آنجا که در حدیثی از پیغمبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله وسلّم) می خوانیم: «الضیف دلیل الجنة؛ میهمان راهنمای راه بهشت است!اهمیت و احترام میهمان به اندازه ای است که در اسلام به عنوان یک هدیه آسمانی تلقی شد...