کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : میقعه
تلفظ بین المللی :
/miq1aʔˈeː/
تلفظ :
[miq1a?'e:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
مرقعه
موقعه
میعه
حب میعه
مفقعه
ملقعه
منقعه
مصقعه
میدعه
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
میقعة. [ ق َ ع َ ] (ع اِ) چوبی که جامه کوبند. (دهار). چوب گازر که بر وی جامه کوبد. (منتهی الارب ، ماده ٔ وق ع ) (آنندراج ). چوب گازر که بدان جامه کوبند. (ناظم الاطباء) (از مهذب الاسماء). || پدواز. (برهان ). کرسی . (یادداشت مؤلف ). کرسی باز. (منتهی الارب ) (آنندراج ). نشیمن باز. (ناظم الاطباء). آنجای که باز شکاری نشیند. (یادداشت مؤلف ). آنجا که باز نشیند از چوب یا از خشت . ج ، مواقع. (مهذب الاسما...
کلمات مرتبط
مرقعه
موقعه
میعه
حب میعه
مفقعه
ملقعه
منقعه
مصقعه
میدعه
نظرات