Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : میعه

تلفظ بین المللی : /miʔˈeː/ تلفظ :‌ [mi?'e:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • حب میعه
  • امینسکو میهایل
  • ردّ میعانی
  • زیترهای میله ای
  • شمارگر هسته های میعان اَبر
  • شش میخه
  • طرح چیدمان میزها
  • عربلوی میشه
  • عروسک تک میله ای
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

میعة. [ م َ ع َ ] (ع مص ) رفتن اسب وروان شدن و شادمان رفتن آن . (ناظم الاطباء). رفتن اسب . (منتهی الارب ). و رجوع به میع شود. || رفتن چیزی ریخته چون آب و روغن و جز آن . (منتهی الارب ). میع. رفتن چیزی چون آب و روغن . (یادداشت مؤلف ).

میعه . [ م َ ع َ ] (ع اِ) ماده ٔ خوشبوی صمغ و سقزی که از یکی از اشجار طایفه ٔ آبنوس اخذ می شود. (ناظم الاطباء). رجوع به میعة...

فرهنگ عمید

۱. (زیست شناسی ) صمغی که از درخت تراوش کند.
۲. (اسم مصدر ) روانی، سیال بودن.

فرهنگ فارسی

( اسم ) استرک : [ و نتواند که بوی گل را از بوی میعه جداکند . ] یا میعه سائله ( سایله ) . ماده ای رزینی ( از جنس سقز ) که از انواع مختلف کاج ها بدست میاید و از تقطیر آن کلفن حاصل میشود . یا میعه یابسه . کلفن .
شادمانی اول رفتار اسب

کلمات مرتبط

  • حب میعه
  • امینسکو میهایل
  • ردّ میعانی
  • زیترهای میله ای
  • شمارگر هسته های میعان اَبر
  • شش میخه
  • طرح چیدمان میزها
  • عربلوی میشه
  • عروسک تک میله ای
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات