Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : میخچه

تلفظ بین المللی : /mˈixtʃe/ تلفظ :‌ [m'ixtSe]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش اصفهانیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • شش میخه
  • لوزۀ مخچه
  • مخچه
  • بادامک مخچه
  • تباهی الکل زاد مخچه
  • تنده رگ تود مخچه ای
  • میخهای تیرک تمدار
  • چار میخه کردن
  • چهار میخه کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش اصفهانیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

میخچه. [ چ َ / چ ِ ] ( اِ مصغر ) مصغر میخ یعنی میخ کوچک و میخ مانند. ( از یادداشت مؤلف ). || ماده کوچکی صلب و محدود که در کف پا و میان انگشتان پامتشکل می گردد و گاه به قدری موجع است که شخص را عاجز از راه رفتن می کند. ( ناظم الاطباء ). پینه ای چون میخ که از بسیاری راه رفتن یا بسیار کار کردن در قسمتی از کف پای پدید آید. استخوان گونه که بر کف پای برآید. شغه. ( یادداشت مؤلف ). چیزی صلب مانند میخی که...

فرهنگ عمید

۱. [مصغرِ میخ] میخ کوچک.
۲. (پزشکی ) ورمی سفت و سخت شبیه تاول که از تکثیر سلول های طبقة شاخی پوست در روی دست یا پا پیدا می شود.

فرهنگ معین

(چِ ) (اِمصغ . ) ۱ - میخ کوچک . ۲ - برآمدگی کوچک و سفت که بر اثر فشار روی انگشتان به وجود می آید.

دانشنامه آزاد فارسی

میخچه ((corn (medicine)
ناحیه ای از پوستِ ضخیم شده، روی انگشتان پا یا بین آن ها. معمولاً بر اثر فشار کفش به پا ایجاد می شود. درمان میخچه های دردناک بخش مهمی از پاپزشکی است.
wikijoo: میخچه

فرهنگ فارسی

مصغرمیخ، میخ کوچک، ورمی سفت وسخت شبیه تاول که روی دست یاپاپیدامی شود۱ - میخ کوچک . ۲ - بر آمدگی کوچک و سفت و سختی که براثرفشار و ضربات متوالی بر روی پوست کف وانگشتان پایا برخی نقاط کف دست و یا انگشتان دست پیدا میشود . توضیح میخچه درحقیقت عبارت از رشد غیر طبیعی طبقه شاخی پوست در نقطه ای که مورد ضربات میباشد . میخچه را با تاول نباید متوالی واقع شده اشتباه کرد زیرا گاهی کف دست یا پاشنه پا و یاانگشتان...

دانشنامه عمومی

میخچه ضایعه ای پینه ای شکل از پوست مرده است که معمولاً در سطوح نازک و بدون موی پوست به خصوص در قسمت پشتی پنجه پا یا انگشتان یا در قسمت ضخیم تر پوست کف دست و پا ایجاد می شود.eMedicine> Clavus By Nanette Silverberg. بازدید: اکتبر ۲۰۱۲.میخچه زمانی به وجود می آید که فشار وارده بر پوست حالتی بیضوی یا شبیه بیضی در پوست ایجاد کند که مرکز آن کانون فشار است و به مرور زمان گسترده می شود. اگر تحریک به طور مس...

گویش اصفهانی

تکیه ای: mixča / mixgušti
طاری: mixča
طامه ای: mixča
طرقی: mixgöždi
کشه ای: mixča
نطنزی: mixča/ mixgušdi

مترادف و متضاد

pin (اسم)گیره، سنجاق، گیره کاغذ، دستگیره در، میخ، میخچه، پایه سنجاقی، میله برامدگی، میله بازی بولینگ، میخ کوچک ساعت، گیره سر، گیره لباس، میله چوبیspile (اسم)گل میخ، میخ چوبی، میخچه، توپی، سوراخ گیرpicket (اسم)پاسدار، میخ چوبی، دستک، کشیک، چوب نوک تیز، میخچه، چوب پرچین...

واژه نامه بختیاریکا

مُ

کلمات مرتبط

  • شش میخه
  • لوزۀ مخچه
  • مخچه
  • بادامک مخچه
  • تباهی الکل زاد مخچه
  • تنده رگ تود مخچه ای
  • میخهای تیرک تمدار
  • چار میخه کردن
  • چهار میخه کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات