Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مخچه

تلفظ بین المللی : /mˈoxtʃeː/ تلفظ :‌ [m'oxtSe:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاد
  • لوزۀ مخچه
  • بادامک مخچه
  • تباهی الکل زاد مخچه
  • تنده رگ تود مخچه ای
  • چادرینه مخچه
  • داس مخچه
  • ماچه
  • ماچه الاغ
  • ماچه سگ
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

مخچه. [ م ُ چ َ / چ ِ ] ( اِ مصغر ) مصغر مخ. دماغ صغیر . ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). فرهنگستان ایران این کلمه رابجای «دماغ اصغر» پذیرفته است. ( واژه های نو فرهنگستان ص 77 ). مرکز عصبی که در زیر مغز و پشت بصل النخاع قرار گرفته و عمل آن تنظیم انقباضات عضلانی و موازنه بدن است. ( از لاروس ). قسمتی از دستگاه مرکزی اعصاب که در زیرو عقب دماغ قرار گرفته و مانند دماغ دارای قشر خاکستری رنگ در خارج و طبقه...

فرهنگ عمید

قسمت کوچکی از مغز با دو نیمکره که در پایین مخ قرار دارد.

فرهنگ معین

(مُ چِ یا چَ ) [ ع - فا. ] (اِمصغ . ) قسمتی از دستگاه مرکزی اعصاب که در زیر و عقب مخ قرار گرفته و مانند مخ (دماغ ) دارای قشر خاکستری رنگ در داخل است و به وسیلة سه زوج دنبالة فوقانی و تحتانی و میانی به مراکز اعصاب ارتباط دارد. عمل مخچه عبارت از تنظیم انقبا
(مُ چِ یا چَ) [ ع - فا. ] (اِمصغ .) قسمتی از دستگاه مرکزی اعصاب که در زیر و عقب مخ قرار گرفته و مانند مخ (دماغ ) د...

دانشنامه آزاد فارسی

مُخْچِه (cerebellum)مُخْچِهبخشی از مغز جانوران مهره دار، و کنترل کنندۀ کشیدگی طبیعی عضلات، حرکت، تعادل، و هماهنگی. مخچه در جانوران پست تر، نظیر سمندر و سوسمارها (مارمولک ها)، نسبتاً کوچک است، اما در پرندگان بزرگ است، زیرا پرواز به هماهنگی دقیق نیازمند است. مخچۀ انسان نیز به خوبی توسعه یافته است، زیرا حرکت، دویدن، و هماهنگی ظریف حرکات دست به تعادل نیاز دارند.wikijoo: مخچه...

فرهنگ فارسی

قسمتی از دستگاه مرکزی اعصاب که درزیر وعقب دماغ ( مخ ) قرار گرفته و مانند دماغ دارای قشرخاکستری رنگ در خارج وطبقهای سفید رنگ در داخل است و بوسیل. سه زوج دنبال. فوقانی و تحتانی و میانی بمراکز اعصاب ارتباط دارد . عمل مخچه عبارت از تنظیم انقباضات عضلانی و تعادل بدن است . اگر ضایعاتی متوجه مخچه گردد شخص تعادل خود را از دست میدهد و مانند اشخاص مست حرکت میکند . بطور کلی مخچه عضو تنظیم تونوس و قوای عضلات ...

دانشنامه عمومی

مُخچه (به انگلیسی: Cerebellum) عریض ترین قسمت پس مغز است که در حفرهٔ جمجمه ای عقبی (posterior cranial fossa) قرار دارد.زیست شناسی و آزمایشگاه ۲، سال سوم آموزش متوسطه. ۱۳۸۶.مخچه از نظر لغوی کلمه ای لاتین بوده و به معنی مغز کوچک می باشد. مخچه بزرگترین بخش پس مغز است و در حفرهٔ مغزی پسین یعنی در عقب بصل النخاع و پل مغزی و در زیر چادرینه مخچه قرار می گیرد. مخچه مسئول هماهنگ کردن حرکات ارادی بدن می باش...

گویش مازنی

۱میخ کوچک ۲زخمی میخ مانند که در دست و پا به وجود آید

/meKhche/ میخ کوچک - زخمی میخ مانند که در دست و پا به وجود آید

مترادف و متضاد

cerebellum (اسم)
مخچه، مخ کوچک، پس مخ

کلمات مرتبط

  • لوزۀ مخچه
  • بادامک مخچه
  • تباهی الکل زاد مخچه
  • تنده رگ تود مخچه ای
  • چادرینه مخچه
  • داس مخچه
  • ماچه
  • ماچه الاغ
  • ماچه سگ
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات