معانی کلمه : میترا
لغت نامه دهخدا
میترا. ( اِخ ) مهر. رجوع به مهر شود.
فرهنگ معین
(اِ. ) ۱ - فرشتة موکل بر مهر و محبت . ۲ - فرشتة نگهبان راستی و عهد و پیمان . ۳ - مظهر روشنایی و فروغ .
دانشنامه آزاد فارسی
میانْ قطعه
رجوع شود به:اینترلود
رجوع شود به:اینترلود
wikijoo: میترا
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
الهه مهر و محبت و عشق و دوستی .اسم یکی از دین های دوران مسیح ک رقیب سرسخت دین مسیح بود
میترا (دهانه). میترا (دهانه) یک دهانه برخوردی در ماه است.
این دهانه ۳ دهانه اقماری دارد.
این دهانه ۳ دهانه اقماری دارد.
wiki: میترا (دهانه)
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: mitrā) (اوستایی) مهر ، خورشید ؛ پیمان ؛ به علاوه (= مهر) ، ← مهر .
اسم: میترا (دختر) (فارسی، اوستایی) (کهکشانی) (تلفظ: mitrā) (فارسی: ميترا) (انگلیسی: mitra)
معنی: محبت، دوستی، پیمان، خورشید، مهر، ( اوستایی )، به علاوه ( = مهر )، صورتی از واژه
معنی: محبت، دوستی، پیمان، خورشید، مهر، ( اوستایی )، به علاوه ( = مهر )، صورتی از واژه
مترادف و متضاد
خورشید، خور، شمس، مهر ≠ ماه، قمر
