Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : میان پا

تلفظ بین المللی : /mˈiɑn pˈɑ/ تلفظ :‌ [m'iAn p'A]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • استخوان میان کف پا
  • پا در میان کار دیگران گذاردن
  • پا میان گذاردن
  • میان دو پا قرار دادن
  • پا در میان گذاشتن یا پادرمیانی کردن
  • میان پاچه
  • میان پای
  • میان پایه
  • میان پایه بَر
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

میان پا. [ یام ْ ] ( اِ مرکب ) وسط هر پا. || وسط دو پا. میان ران. || میان پاچه. میان پای. ملتقای دو پا از سوی تنه. || کودک رسوا و بی آبرو. || آلت رجولیت. ( ناظم الاطباء ). || شرم زن. ( آنندراج ) :
نیم شمعیش در میان پا کرد.
سعدی.
و رجوع به میان پای شود. || شلوار. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

۱ - وسط هرپا. ۲ - وسط دو پا. ۳ - آلت رجولیت .

کلمات مرتبط

  • استخوان میان کف پا
  • پا در میان کار دیگران گذاردن
  • پا میان گذاردن
  • میان دو پا قرار دادن
  • پا در میان گذاشتن یا پادرمیانی کردن
  • میان پاچه
  • میان پای
  • میان پایه
  • میان پایه بَر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات