Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : میان پاچه

تلفظ بین المللی : /mˈiɑn pˈɑtʃeː/ تلفظ :‌ [m'iAn p'AtSe:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • میان
  • میان فراخ
  • میان فن
  • میان قالی
  • میان قد
  • میان قطر
  • میان قلیان
  • میان لا
  • میان لاغر
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

میان پاچه. [ یام ْ چ َ / چ ِ ] ( اِ مرکب ) وسط پاچه. || میان پا.میان پای. ( ناظم الاطباء ). میان دو ران :
میلم به میان پاچه او بیش کشد
زیرا که میان پاچه ز کس تنگ تر است.
میرم شاه.
در نامه اعمال تو چیزی نبود
جز حرف میان پاچه و سرگیری و غرق.
حکیم شفایی.

فرهنگ فارسی

۱ - وسط پاچه . آلت رجولیت .

کلمات مرتبط

  • میان
  • میان فراخ
  • میان فن
  • میان قالی
  • میان قد
  • میان قطر
  • میان قلیان
  • میان لا
  • میان لاغر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات