Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مکبول

تلفظ بین المللی : /mˈakbuːl/ تلفظ :‌ [m'akbu:l]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • عذر مقبول
  • متبول
  • مخبول
  • مجبول
  • موبول
  • مقبول
  • مقبول افتادن
  • مقبول الشهاده
  • مقبول الطرفین
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مکبول. [ م َ ] ( ع ص ) بندی و اسیر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). بندی و در قید کرده و محبوس و اسیر.( ناظم الاطباء ). بند کرده و محبوس. ( غیاث ) ( از اقرب الموارد ). مکبل. ( محیطالمحیط ). و رجوع به مکبل شود. || خیرک مکبول و ماعذرک مقبول ؛ در مورد شخص شوم و قلیل الخیر گفته می شود. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

بندی و اسیر . قید کرده و محبوس و اسیر

کلمات مرتبط

  • عذر مقبول
  • متبول
  • مخبول
  • مجبول
  • موبول
  • مقبول
  • مقبول افتادن
  • مقبول الشهاده
  • مقبول الطرفین
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات