معانی کلمه : مخبول
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
خبل#NAME?
= خبل
فرهنگ معین
(مَ ) [ ع . ] (اِمف . ) ۱ - آن که به فساد عقل و تباهی عضو دچار باشد. ۲ - در علم عروض خبل اجتماع خبن و طی است در «مستفعلن »، «متعلن » بماند، «فعلتن » به جای آن بنهند و این فاصلة کبری است .
دانشنامه آزاد فارسی
رجوع شود به:خبل
wikijoo: مخبول
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - آنکه بفساد عقل و تباهی عضو دچار باشد . ۲ - خبل اجتماع خبن و طی است در مستفعلن متعلن بماند فعلتن بجای آن بنهند و این فاصل. کبری است .
دانشنامه عمومی
Makhbul زیبا ، قشنگ
