کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه مژده-خواه | کلماتور
معانی کلمه : مژده خواه
تلفظ بین المللی :
/mˈoʒdeː xˈɑh/
تلفظ :
[m'oZde: x'Ah]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
خواهر مرده
حدیث مرده بر دار کردن ان سوار که خواهد امد
مرده خوار
ماده چکش خوار
چند مژه خواب ک
چند مژه خواب کردن
خواجه مرده
مرده خواران
مژده
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
مژده خواه. [م ُ دَ / دِ خوا / خا ] ( نف مرکب ) مخفف مژده خواهنده. || جاسوس. پیگرد. خبر برنده :
بشد پیش پیران یکی مژده خواه
که کس نیست ایدر ز ایران سپاه.
فردوسی.
ز بانگ طبل و بوق مژده خواهان
نخفتم هفت ماه اندر سپاهان.
( ویس و رامین ).
فرهنگ عمید
۱. کسی که به دلیل آوردن مژده خواهان مژدگانی است.
۲. [مجاز] جاسوس.
فرهنگ فارسی
جاسوس
کلمات مرتبط
خواهر مرده
حدیث مرده بر دار کردن ان سوار که خواهد امد
مرده خوار
ماده چکش خوار
چند مژه خواب ک
چند مژه خواب کردن
خواجه مرده
مرده خواران
مژده
نظرات