معانی کلمه : مرده خوار
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. [مجاز] = مرده خور
۲. [قدیمی] مردارخوار.
۲. [قدیمی] مردارخوار.
فرهنگ معین
( ~. خا ) (ص فا. ) ۱ - لاشخور. ۲ - کسی که برای خوردن غذا در مراسم ختم و عزاداری شرکت می کند.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱- آنکه مرده حورد آنکه لاشه خورد . ۲- آنکه از قبل مراسم کفن و دفن و عزداری مردگان ارتزاق کند .
مردار خور
مردار خور
مترادف و متضاد
اسم
طفیلی
مردهخور
مردارخوار، لاشخور، لاشهخوار
