Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مرده خوار

تلفظ بین المللی : /mordˈeː xˈɑr/ تلفظ :‌ [moRd'e: x'AR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • مرده خواران
  • مردم خوار
  • ماده چکش خوار
  • مردم خواری
  • مردم خواره
  • مردهخوار
  • مرده
  • مرده بازی
  • مرده بودن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

مرده خوار. [ م ُ دَ / دِ خوا / خا ] ( نف مرکب ) مردارخوار.مردارخور. که از لاشه و مردار شکم سیر کند. که از گوشت مردار غیر مذبوح تغذیه کند. لاشه خوار : چون خورم اندوه چون همی بخوردگردش این چرخ مرده خوار مرا.ناصرخسرو.هشدار چو مرده خوار کرکس مرغان همه را حقیر مشمر.ناصرخسرو.از تن حلال خواری و از روح مرده خوارتن مدح را و جانت سزای هجا شده ست.ناصرخسرو....

فرهنگ عمید

۱. [مجاز] = مرده خور
۲. [قدیمی] مردارخوار.

فرهنگ معین

( ~. خا ) (ص فا. ) ۱ - لاشخور. ۲ - کسی که برای خوردن غذا در مراسم ختم و عزاداری شرکت می کند.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱- آنکه مرده حورد آنکه لاشه خورد . ۲- آنکه از قبل مراسم کفن و دفن و عزداری مردگان ارتزاق کند .
مردار خور

مترادف و متضاد

اسم

طفیلی

مرده‌خور

مردارخوار، لاش‌خور، لاشه‌خوار


کلمات مرتبط

  • مرده خواران
  • مردم خوار
  • ماده چکش خوار
  • مردم خواری
  • مردم خواره
  • مردهخوار
  • مرده
  • مرده بازی
  • مرده بودن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات