کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه مرده-بازی | کلماتور
معانی کلمه : مرده بازی
تلفظ بین المللی :
/mordˈeː bˈɑzi/
تلفظ :
[moRd'e: b'Azi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
خود را به موش مردگی زدن یا موش مرده بازی دراوردن
بازی تمام شد مرد
بازی ویدئویی مرد خانواده
فهرست بازیکنان فوتبال مرد با بیش از 100 بازی ملی
مرد اهنی 3 بازی رسمی
بازیگر اصلی مرد
بازیگر مکمل مرد
بازیگر نقش اول مرد
بازیگر نقش دوم مرد
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
مرده بازی. [ م ُ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) تقلید از حالت مرده.
- مرده بازی درآوردن ؛ خود را به مردگی زدن. خود را به مردن زدن. مردگی نمودن به دروغ. تماوت. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). نعش افتادن. بی حس و حرکت افتادن چون مردگان.
فرهنگ فارسی
تقلید از حالت مرده
کلمات مرتبط
خود را به موش مردگی زدن یا موش مرده بازی دراوردن
بازی تمام شد مرد
بازی ویدئویی مرد خانواده
فهرست بازیکنان فوتبال مرد با بیش از 100 بازی ملی
مرد اهنی 3 بازی رسمی
بازیگر اصلی مرد
بازیگر مکمل مرد
بازیگر نقش اول مرد
بازیگر نقش دوم مرد
نظرات